<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>جهان سبز</title>
<link>http://greenworld.blogfa.com/</link>
<description>قبل از هر کار دیگه ایی لطفا متن درباره وب لاگ رو بخونید. ممنون.</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 13 Dec 2008 17:44:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>آرزویم این است ...</title>
<link>http://greenworld.blogfa.com/post-6.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;آرزويم اين است نرود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد......نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز........و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي........عاشق آنكه تو را مي خواهد.......و به لبخند تو از خويش رها مي گردد......... و ترا دوست بدارد به همان اندازه،که دلت می خواهد.&lt;/STRONG&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 13 Dec 2008 17:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=greenworld&amp;postid=6</comments>
<dc:creator>greenworld</dc:creator>
<guid>http://greenworld.blogfa.com/post-6.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>باران</title>
<link>http://greenworld.blogfa.com/post-5.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img.ffffound.com/static-data/assets/6/ca8bb78e35449f36a935a9269a7565139e8360e7_m.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;       &lt;FONT face=impact size=4&gt;اندکی عاشقانه تر زیر باران بمان &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=impact size=4&gt;                                   ابر را بوسیده ام تا بوسه بارانت کند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 10 Dec 2008 10:55:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=greenworld&amp;postid=5</comments>
<dc:creator>greenworld</dc:creator>
<guid>http://greenworld.blogfa.com/post-5.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دوره ارزانیست!!!!</title>
<link>http://greenworld.blogfa.com/post-4.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;چه کسی می گوید:&lt;/FONT&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;                         که گرانی شده است؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;                          دوره ارزانیست!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;                          چه شرافت ارزان!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;                          تن عریان ارزان!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;                          آبرو قیمت یک تکه نان!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;                          و دروغ از همه چیز ارزان تر!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;                          و چه تخفیف بزرگی خورده٬ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;                          قیمت هر انسان!!!! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 09 Dec 2008 18:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=greenworld&amp;postid=4</comments>
<dc:creator>greenworld</dc:creator>
<guid>http://greenworld.blogfa.com/post-4.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>و اما ادامه ماجرا ....</title>
<link>http://greenworld.blogfa.com/post-3.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;تا اونجایی گفتم که رفتیم نشستیم همه بعد از چند دقیقه  ضایع بازی از اینکه میشینن و کمتر تو چشن خوشحال بودن اما نگو این آرامش قبل طوفانه بعد از تایم کوتاهی  یکی از کارکنان برامون 3 تا منو آورد ما هم سریع سه گروه سه نفره شدیم و شروع کردیم به گشتن دنبال یه چیز خوشمزه که بتونه فشاره افتادمون بیاره سرجاش تو همین هین چشمون افتاد به قیمت های فضایی تو منو اشک تو چشمامون جمع شده بود من که دیگه طاقت این یکی رو نداشتم تازه فهمیدم که چرا هیچ دختری تنها نیومده اینجا اینجا فقط جایی بود که باید یکی رو اس کنی بتیغیش آخرم بگی  نه من اصلا اهل این جور برنامه ها نیستم اشتباه گرفتی من تا به حال با کسی رفاقت نکردم.&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/14.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تو همین فکرا بودم که نگاهم به سه تا از بچه ها افتاد فکر می کنید داشتن چه کار می کردن چشماشون رو می بستن چند ثانیه فکر میکردن بعد منو رو نگاه می کردن نه شدنی نبود همه چیز تو این کافی شاپ پیدا میشد نمیتونستیم بپیچونیم .یه دفه یکی از بچه با خوشحالی گفت پیدا کردم همه برگشتیم نگاش کردیم ببینیم چی تو منوی اون بوده که ما نداشتیم  اما یهو قیافش پژمرده شد نگو دستشو گذاشته بود رو اسامی و فقط دنبال یه چیز با قیمت مناسب می گشت وقتی دستشو بر میداره میبینی آب معدنی خلاصه  خودمونو کشتیم و هر چی پول داشتیم رو کردیم تا یه بستنی ساده بخوریم  بستنی که برامون اوردن و داشتیم میخوردیم نگو در کیف من بازه یه مقدار از وسایل ریخت زمین تا من بیام به خودم بیام دیدم یکی از بچه ها فردین بازیش گل کرده رفته زیر میز اما محاسباتش با مختصات وسیله ها جور در نیومد و صندلی از زیرش در میره صدای بلند خوردن صندلی روی زمین &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/07.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/07.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دیگه هیچ کدوم از بچه ها خندشون نمیگرفت اگه ولوشن می کردی شاید گریه میکردن اصلا کسی سرش  رو بلند نمیکرد و به روش خودش نمی آورد یه دفعه دیدیم یکی از مشتری ها که گویا منتظر کسی بود اومد کنار میز ما همه با تعجب برگشتیم به طرفش که دیدیم خم شد صندلی رو بلند کرد و گفت حالتون خوبه خانم پاشید اشکالی نداره نگو اون احمق از خجالت پا نشده و همون جور زیر میز رو پاهاش نشسته  و میخنده همین که سرشو بلند کرد ببینه کیه وقتی پسره صورتشو دید اون که انتظار داشت با چهره ناراحتی روبه رو بشه و دید اون داره میخنده با تمسخر گفت مثل اینکه شما حالتون از ما بهتره  و با یه نیشخند رفت سر میز خودش فردین خانم که شیرجه زده بود فکر کرد الان بیاد بالا همه براش کف میزنن و حسابی میخندند وقتی پاشد و دید که همه اخم کردن خودشو جمع کرد خیلی جدی گفت بچه من خسته ام پاشید بریم . یکی از بچه ها گفت حق داری منم یه رب زیر میز میشنستم خسته میشدم دیگه کسی نتونستم خودشو کنترل کنه همه زدیدم زیر خنده و به سرعت از اونجا دور شدیم حالا هر وقت با هم قرار میزاریم میریم همون جا و به یاد اون روز کلی میخندیدم یادش بخیر چه روزایی بود &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 09 Dec 2008 14:18:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=greenworld&amp;postid=3</comments>
<dc:creator>greenworld</dc:creator>
<guid>http://greenworld.blogfa.com/post-3.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خاطرات شیرین من</title>
<link>http://greenworld.blogfa.com/post-2.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#003300&gt;&lt;STRONG&gt;خوب اولین خاطره :&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;اگه بی مزه بود هم باز بخندید ضایع نشم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/10.gif&quot; width=18&gt; ( اگه راست می گی تو یه با مزشو تعریف کن )&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;سال دوم دبیرستان بودیم  آخرین روز حسابی احساس آدم بزرگا بهمون دست داد تصمیم گرفتیم با بچه ها یعنی نه نفری بریم  کافی شاپ یه چیزی بخوریم و خلاصه یه جشنی دور هم بگیریم . یکی از بچه ها یه جا رو پیشنهاد کرد ما هم مثل گاگولا قبول کردیم و رفتیم وای چشمتون روز بد نبینم فضا رو تصور کن :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;همین که از در وارد شدیم یه یه محیط خیلی آروم  تغریبا تاریک ( البته ما که از بیرون اومده بودیم میشه گفت کاملا تاریک ) با یه موسیقی لایت زیبا  برخوردیم . یه چند ثانیه طول کشید تا چشامون عادت کنه ببین جلومون چه خبره حتما حدس میزنید الان دیگه این چیزا عادیه تمام میزها دو نفره بوده چنان دختر و پسرا دو به دو محو تماشای هم بودن و اروم صحبت می کردن که مافکر کردیم اومدیم کافی شاپ کرو لالا &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/05.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/05.gif&quot; width=18&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;دوباره یه چند ثانیه ایی گذشت  تا یکی از کارکنان که دید ما حیرت زده وایستادیم و جو محیط ما رو گرفته گفت خانما شما قصد دارید همتون پیش هم بشنید ( حتما تو دلش با خودش فکر میکرد قرار نبود از طرف مدرسه ایی بچه ها رو برای اردو بیارن کافی شاپ) این رو که گفت همه با حالت بهت زده به هم نگاه کردن من برای اینکه بچه ها یکم از این حال و هوا دربیان فقط یه کم و به خودشون مسلط بشن خیلی مودبانه گفتم نخیر آقا ما قصد داشتیم دو به دو بشنیم ولی متاسفانه یکیمون اضافه میاد.&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/07.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;این رو که گفتم بچه ها همه زدن زیر خنده حالا نخند و کی بخند درست مثل تو  مدرسه بچه ها که شروع کردن به خندیدن نگو من طبق معمول بلند صحبت کرده بودم و همه شنیده بودن خواستن به روی ما نیارن دیدن ما خودمون بدتر داریم میخندیدم اونا هم شروع کردن به خندیدن یه چند دقیقه همه داشتیم دسته جمعی میخندیدیم که یک دفعه تو همون حال یکی زوج پاشدن که برن که یهو یه چیزی نظر همه رو به خودش جمع کرد اینو دیگه نمی شد نا دیده گرفت دختره مانتو جذب شلوار کوتاه  کفش های شیک پاشنه بلند و..... بگیر برو تا آخرش دیگه از آرایش و مدل موهاش نمیگم ای دل غافل همشون همین شکلین یه نگاه به بچه ها انداختم دیدم بعله مانتو شلوار سورمه ایی  مدرسه که اگه یکم تنک و کوتاه میشد خونتو تو شیشه می کردن با کتونی وکیف های کثیف مدرسه &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/06.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;دیگه بچه ها افسردگی گرفته بودن که اون آقاه که گفتم اول اومده بود گفت خانم ها بفرمایید این بزرگترین میزمونه براتون آماده کردیم ولی متاسفانه 6 نفره است امیدوارم ما رو ببخشید .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;ما که حسابی ضایع شده بودیم و تو چشم بودیم رفتیم نشستیم که ای کاش هیچ وقت نمیرفتیم &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;اخ خسته شدم  تا همین جا داشته باشید بقیه اش بمونه برای بعد حدس بزنید بعدش چی شد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟    &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 07 Dec 2008 16:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=greenworld&amp;postid=2</comments>
<dc:creator>greenworld</dc:creator>
<guid>http://greenworld.blogfa.com/post-2.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
